بازی جدید من: طعم ابرها و بقیه‌ی چیزها
بازی جدید من: طعم ابرها و بقیه‌ی چیزها

انگار که چشم گذاشته باشم و آفتاب خواسته باشد قایم شود. از اتاقم آمدم بیرون تا بروم نامه پست کنم. یکهو آفتاب پرید جلوی من. اینجور موقع‌ها عطسه‌ام می‌گیرد. انکار نمی‌کنم که گاهی اوقات حتی زمانی که آفتاب نخواهد من آنقدر دنبالش می‌کنم تا عطسه‌ام

بیشتر بخوانید
جنگ خوب است ولی فقط با شمشیر چوبی
جنگ خوب است، ولی فقط با شمشیر چوبی

“جنگ خوب است. جنگ حال می‌دهد. ولی فقط با شمشیر چوبی.”
فریادها بیدار شدند و مشت‌های گره کرده را به آسمان پرتاپ کردند. بیش از اینکه شبیه نوعی تایید باشد، شبیه نوعی اعلان جنگ بود. نهیب حمله با نیزه‌هایی که آسمان را خط می‌نداختند.
(اگر

بیشتر بخوانید
نقد مانندی برای بازی Call Of Duty: WWII
نقد مانندی برای بازی Call Of Duty: WWII

قبلا گفته بودم که من یک گیمر بوده‌ام (اگر بلاگ پست خاطرات یک زندگی: دنیای بازی‌‌های ویدیویی را نخوانده‌اید می‌توانید از این لینک مطالعه کنید) و در جای دیگری توضیح دادم که من از طریق بازی Call Of Duty با مفهوم “شروع دوباره” یا همان “New Game”

بیشتر بخوانید
بخاطر مرده پنداشتن استیون هاوکینگ: تجدید نظر در مفهوم مرگ
بخاطر مرده پنداشتن استیون هاوکینگ: تجدید نظر در مفهوم مرگ

یک چیزی مدام در گوش من زمزمه می‌کند که این زندگی مثل یک بازی است. مدام می‌شنوم که همه قرار نیست بازی کنند، فقط یک عده هستند که این امکان را دارند. بقیه وجود دارند که آن یک عده بازی کنند. بقیه آدمک‌ها و مهره‌های

بیشتر بخوانید
اولین تجربه‌ جدی من در درک مفهوم New Game
اولین تجربه‌ جدی من در درک مفهوم New Game

اولین بار که کامپیوتر خریدیم، فکر می‌کنم حدود سال 80 بود. قبلا کامپیوترهای فامیل را دیده بودم. هر از گاهی هم اجازه می‌گرفتم و بازی‌هایشان را اجرا می‌کردم و انجام می‌دادم. آن زمان حتی مدرسه هم نمی‌رفتم بنابراین می‌توانید تصور کنید این تکنولوژی چقدر برای

بیشتر بخوانید