می‌دونی احتمال رسیدن به آرزوها و رؤیاهات چقدره؟! صفر!

این عكسو دوست دارم. یه حس خوبی میدی. یادم ‌میندازه راهی كه دارم میرم انگاری راه خوبیه. یه بار دوستی بهم گفت: می‌دونی احتمال رسیدن به آرزوها و رؤیاهات چقدره؟! صفر!
اون روزا نشستم فکر کردم و همون روزا تصمیم گرفتم پامو از گلیم

بیشتر بخوانید
زیبا! قلم نمی‌آید…

حوصله نوشتن نبود. اما مبارزه برای با “حسش نیست” کمی به خود تکان دادم و قلم بدست گرفتم. روی کاغذ نوشتم:
زیبا…
قلم گیر کرد و به هیچ خیره شدم. ناگاه عمو خسرو زمزمه را شروع کرد:
زیبا هوای حوصله ابری است…
چشمی از عشق

بیشتر بخوانید
پیشنهادی برای مدیر های بی‌لیاقت‌

اِهِم اِهِم: یا مثلا یک عده توانایی زمین زدن سازمان، در بلند مدت و گاه کوتاه مدت را دارا هستند. مِن جمله می‌توان به کسان وسط اشاره کرد. مثل وزیرها، مدیرهای میانه و غیره. این‌ها بین دو چیز قرار دارند؛ بین بلند پایه و فرو

بیشتر بخوانید
باطن: ندیدن آسان‌تر از تار دیدن

 
 
آیا آنقدر یاد گرفته‌ام که بگویم هیچ چیز آن طوری نیست که می‌بینم، می‌شنوم و لمس می‌کنم؟!
و هیچ چیز آن طوری نیست که فکر می‌کنم و حتی آن طوری نیست که با تمام وجود حس می‌کنم؟!
همیشه فکر می‌کردم یاد خواهم گرفت

بیشتر بخوانید
لفظ “من” در کسب و کار

یكی از چیزهایی كه بیشتر اوقات باید در كسب و كار نادیده گرفته شود لفظ “من” است. با اینكه اغلب كسانی كه با آن‌ها سر و كله می‌زنم كسب و كار می‌دانند ولی هنوز می‌شونم كه از این لفظ استفاده می‌كنند و هنوز  می‌بینم كه

بیشتر بخوانید