داستان کتاب فروشی: قانونِ پوست گران‌تر از مغز

5 سال پیش همین موقع‌ها، کمی بیشتر یا کمتر، شهر کتاب‌ تبریز را پیدا کردم . تازه افتتاح شده بود. چیز زیادی نداشت، مشتری زیادی هم نداشت. ولی برای من که گیر ادبیات بودم جای خوبی بود. یادم می‌آید یک روز که رفته بودم آنجا،

بیشتر بخوانید
پیشنهادی برای مدیر های بی‌لیاقت‌

اِهِم اِهِم: یا مثلا یک عده توانایی زمین زدن سازمان، در بلند مدت و گاه کوتاه مدت را دارا هستند. مِن جمله می‌توان به کسان وسط اشاره کرد. مثل وزیرها، مدیرهای میانه و غیره. این‌ها بین دو چیز قرار دارند؛ بین بلند پایه و فرو

بیشتر بخوانید
لفظ “من” در کسب و کار

یكی از چیزهایی كه بیشتر اوقات باید در كسب و كار نادیده گرفته شود لفظ “من” است. با اینكه اغلب كسانی كه با آن‌ها سر و كله می‌زنم كسب و كار می‌دانند ولی هنوز می‌شونم كه از این لفظ استفاده می‌كنند و هنوز  می‌بینم كه

بیشتر بخوانید
ضربه اول و آخر به رقیب

وقتی می‌شنویم “خردمند کسی است که از همه می‌آموزد” و بعد نگاهی به جمله ی “هیچ چیز مانند سر بریده‌ای بر روی تیرک نمی‌تواند موجب اطاعت شود” می‌اندازیم می‌فهمیم که انگار باید از این پند چیزی بیاموزیم. یا عبرت از گذشتگان و کسانی که چنین

بیشتر بخوانید
گیمیفیکیشن چیست و چرا بوجود آمد؟ (+یک مثال)

پیش‌نوشت 1: این مقاله رو قبلا برای نوآوردگاه نوشته بودم. حیفم اومد اینجا نذارم.
پیش نوشت 2: گیمیفیکیشن در زبان فارسی معادل‌هایی مثل بازی انگاری، بازی‌آفرینی، بازی‌گونگی، بازی‌پردازی، بازی‌کاری، بازی‌نمایی، بازی‌سازی، بازی‌وارسازی و غیره داره که من ترجیح می‌دم از همون کلمه‌ی گیمفیکیشن استفاده کنم.
بیشتر بخوانید