انتظار داشتن، عادت آینده‌سوز

انتظار! اصلا هر چه می‌کشیم از این انتظار است. مثل انتظار کشیدن و بدتر از آن انتظار داشتن. چون کسی که انتظار نداشته باشد منتظر نمی‌ماند.
دوست دارم بگویم از کسی انتظاری ندارم ولی گاهی اتفاقاتی می‌افتد که معلوم می‌شود اینگونه نیست. شاید داشتن توقع در

بیشتر بخوانید
همیشه، کلمه‌ای که هیچگاه وجود نداشت

فکر می‌کنم کلمه‌ی «همیشه» تنها راهی است برای زیبا ساختن کتاب‌ها و فیلم‌ها. همیشه هیچگاه در زندگی بشریت بغیر از یه کلمه نبود. حتی روزی هم که در جایی دفن می‌شویم آنجا آرامگاه همیشگی ما نخواهد بود (نمی‌دانم وقتی دفن شویم آرام خواهیم شد یا

بیشتر بخوانید
توصیه‌های بدردنخور- اینقدر کار نکن، زود می‌میری!

قبل از اصل: کمی بیشتر از دوسال و شش ماه پیش بود. افسردگی شدیدی گرفتم. نمی‌خواستم پیش روانشناس بروم، چون یک روانشناس با ندانم کاری‌هایش مرا به آن حال و روز انداخته بود.
افسردگی بحرانی شود اثرات فیزیکی هم در پی دارد. خستگی و خواب

بیشتر بخوانید
سورئالیسم، واقعیت درک نشده یا ماورائی راز آلود؟!

سال‌ها پیش خواندن و تماشا کردن چیزهای سورئال را دوست داشتم ولی از آن‌ها لذت نمی‌بردم.
یادم می آید وارد دانشگاه که شدم، فکر می‌کردم اگر چیزی در مورد حداقل این ایسم بدانم و به بقیه بگویم من سورئالیسم را چقدر دوست دارم، شاید خیلی

بیشتر بخوانید
در ستایش درد

توی متمم این رو خوندم.
دوست دارم در موردش چیزی بنویسم ولی هجوم افکار باعث می‌شه تنها بتونم سکوت کنم.
نیچه در کتاب «وانمود کن ناشنوا هستی» می‌نویسه:
 
همان‌قدر حکمت که در لذت وجود دارد، در درد هم یافت می‌شود.
درد هم مانند لذت،

بیشتر بخوانید