نمایش دسته بندی

همین طوری ها

کاغذ برای من تنها دوستی بود که دست هایش را زیر چانه اش گذاشت و همیشه توانست و خواست که حرف دل بشنود، بنابراین از وقتی که حرفی برای گفتن بود و گوش هایی برای نشنیدن شروع کردم به نوشتن روی کاغذ.

زندگی، یک جان کندن تمام معنا برای رسیدن

یکی از چیزهایی که در مورد زندگی دوست دارم این است که هیچوقت احتمال هیچ چیز صفر نیست. در مورد آدم‌ها اعتقاد دارم که هیچکس بازنده به زمین نیامده است. اصلا اگر کسی بازنده...
تفاوت نقد و قضاوت

تفاوت نقد و قضاوت

در بلاگ پست یک کار مضحک: قضاوت هنر (یا همان نقد هنر سابق) نوشتم که چرا در نام آن بلاگ پست کلمه‌ی نقد را به قضاوت تغییر دادم. اما بعد به این فکر کردم...
یک کار مضحک: نقد هنر

یک کار مضحک: قضاوت هنر

سالوادور دالی می‌گفت سورئالیسم را نباید نقد کرد، اگر خواندنی است فقط باید خواند؛ اگر دیدنی است فقط باید دید و اگر شنیدنی است فقط باید شنید. نباید آن را قضاوت کرد، چون کاری...
بازی جدید من: طعم ابرها و بقیه‌ی چیزها

بازی جدید من: طعم ابرها و بقیه‌ی چیزها

انگار که چشم گذاشته باشم و آفتاب خواسته باشد قایم شود. از اتاقم آمدم بیرون تا بروم نامه پست کنم. یکهو آفتاب پرید جلوی من. اینجور موقع‌ها عطسه‌ام می‌گیرد. انکار نمی‌کنم که گاهی اوقات...
جنگ خوب است ولی فقط با شمشیر چوبی

جنگ خوب است، ولی فقط با شمشیر چوبی

“جنگ خوب است. جنگ حال می‌دهد. ولی فقط با شمشیر چوبی.” فریادها بیدار شدند و مشت‌های گره کرده را به آسمان پرتاپ کردند. بیش از اینکه شبیه نوعی تایید باشد، شبیه نوعی اعلان جنگ...
نقد مانندی برای بازی Call Of Duty: WWII

نقد مانندی برای بازی Call Of Duty: WWII

قبلا گفته بودم که من یک گیمر بوده‌ام (اگر بلاگ پست خاطرات یک زندگی: دنیای بازی‌‌های ویدیویی را نخوانده‌اید می‌توانید از این لینک مطالعه کنید) و در جای دیگری توضیح دادم که من از طریق بازی...
بخاطر مرده پنداشتن استیون هاوکینگ: تجدید نظر در مفهوم مرگ

بخاطر مرده پنداشتن استیون هاوکینگ: تجدید نظر در مفهوم مرگ

یک چیزی مدام در گوش من زمزمه می‌کند که این زندگی مثل یک بازی است. مدام می‌شنوم که همه قرار نیست بازی کنند، فقط یک عده هستند که این امکان را دارند. بقیه وجود...
اولین تجربه‌ جدی من در درک مفهوم New Game

اولین تجربه‌ جدی من در درک مفهوم New Game

اولین بار که کامپیوتر خریدیم، فکر می‌کنم حدود سال 80 بود. قبلا کامپیوترهای فامیل را دیده بودم. هر از گاهی هم اجازه می‌گرفتم و بازی‌هایشان را اجرا می‌کردم و انجام می‌دادم. آن زمان حتی...

انسان فروخته شده بر نخواهد گشت

به نظر من همه‌ی انسان‌ها برای داشته‌هایشان قیمتی دارند. استثنا هم ندارد. هر آدمی برای هر چیزی. اگر واقع بین باشیم، فروختن اشکالی ندارد. گاهی وقت‌ها پیش می‌آید که مجبوری چیزی را با چیز...
پیروزی نه در زمان کم بدست می‌آید، نه تر و تمیز!

پیروزی نه در زمان کم بدست می‌آید، نه تر و تمیز!

یکی از سوء برداشت‌هایی که گاهی اوقات دچارش  میشوم این است که تصور  می‌کنم اگر در کاری که انجام می‌دهم، رشد کنم، می‌توانم در مدت زمان کوتاه  پیروزی‌های زیاد بدست بیاورم. شاید این تصور...