گیمیفیکیشن: گیمیفیکیشن چیست و چرا تاثیر‌گذار است؟!

پیش‌نوشت: مدتی هست که برای رویداد نوآوردگاه تولید محتوا و تدوین استراتژی محتوا انجام میدم. این وسط مطالبی در مورد گیمفیکیشن هم تولید می‌کنم که دوست داشتم دوستایی که اینجا دارم هم اون‌ها رو ببین. قبوا دارم که یکم زیادی خشک و رسمیه، حداقل به نسبت چیزهایی قبلا نوشتم که قول میدم از دفعه بعد یکم تلطیفش کنم. این دومین قسمت از سری “گیمفیکیشن”ه.

اما خود نوشت:

همان طور که در تاریخچه‌ی بازی‌ها گفتیم روزگارهای قدیم انسان‌ها زمان زیادی را به “بازی کردن” مشغول بودند و از آن دوران به بعد بازی کردن به یکی از بخش‌های جدایی‌ناپذر زندگی انسان‌ تبدیل شد.
در طول هزاران سال و تداوم این عادت، انسان‌ها تغییر کردند و نیازهایی بوجود آوردند که تنها راه ارضا آن‌ها همان بازی‌ کردن بود. تغییرات و تاثیرات آن دوران هنوز هم بر روی ما انسان‌ها وجود دارد و ما ناگزیر برای ارضای نیازهای هزاران سال پیش باید بازی کنیم.
نیازهایی مثل رقابت کردن، برنده شدن، پاداش گرفتن و در نهایت حس اینکه من بهتر از دیگران هستم.
شاید بگویید با کمی تلاش می‌توان بدون بازی کردن و با استفاده از دستاوردهایی که با تلاش‌هایمان در طول زندگی بدست می‌آوریم آن‌ها را ارضا کنیم. درست است، ولی نکته‌ای وجود دارد. چنین پیروزی‌هایی در بلند مدت امکان پذیرند. در حالی که ما علاوه بر پیروزی‌های حماسی در بلند مدت به پیروزی‌های هرچند کوچک، در کوتاه مدت هم نیاز داریم. پس برای پیروز بودن در کوتاه مدت زیاد نمی‌توان روی دست‌آوردهای زندگی حساب باز کرد.
انسان امروزی همیشه در تکاپو، که تلاش می‌کند از دیگران با شتاب و سرعت هرچه بیشتری سبقت بگیرد، به اندازه‌ی نیاکانش وقت برای بازی کردن ندارد. دوستی می‌گفت “قدیمی‌ها چندین ساعت برای پختن آبگوشت وقت می‌گذاشتند و آنوقت همه دور سفره جمع می‌شدند و با کلی بگو بخند نوش جانش می‌کردند، ولی ما این روزها یواشکی خودمان را می‌چپانیم در یک فست فود، درحالی که سعی می‌کنیم کسی ما را نبیند که مبادا به حرفمان بگیرد و وقتمان تلف شود. از آن بدتر ساندیویچ کالباس سفارش می‌دهیم که آماده کردنش زیاد طول نکشد.”
با این اوصاف باید فکری به حال تضاد پیش آمده شود، تا بتوانیم نیازهای موروثی را در دنیای امروز برطرف کنیم.
سال‌ها پیش این موضوع، دغدغه‌ی Nick Pellingمخترع و برنامه نویس بود. او برای اولین بار در سال 2002 موضوع گمیفیکیشن را مطرح کرد.
گیمیفیکیشن (gamification) مفهمومی است که در آن مکانیزم بازی (در نوشته‌های بعدی بیشتر در مورد آن صحبت خواهیم کرد) به زمینه‌هایی که ماهیت بازی ندارند اضافه می‌شود تا انگیزه و درگیری برای رسیدن به هدف بالا برود.
(البته گیمیفیکیشن در زبان فارسی معادلهایی مثل بازی انگاری، بازی‌آفرینی، بازی‌گونگی، بازی‌پردازی، بازی‌کاری، بازی‌نمایی، بازی‌سازی، بازی‌وارسازی و معادل های بسیار دیگر هم دارد.)
در آن سال‌ها استقبالی چندانی از ایده‌ی نیک نشد تا اینکه از سال 2010 این مفهوم بطور چشمگیری مورد توجه قرار گرفت.

گیمیفیکیشن: گیمیفیکیشن چیست و چرا تاثیر‌گذار است؟!

خیلی‌ها با شنیدن واژه‌ی گیمیفیکیشن تعریف نادرستی به ذهنشان می‌رسد و فکر می‌کنند گیمیفیکیشن یک نوع بازیست که مخصوص کسب و کارها طراحی شده، در حالی که گیمیفیکیشن چیز جدیدی خلق نمی‌کند، تنها بر روی چیزهایی که وجود دارند مکانیزم بازی تزریق می‌کند.
بطور مثال نرم افزار‌های مدیریت تیم و پروژه  را تصور کنید. با آن‌ها می‌توانید کارها را برای اعضای تیم مشخص کنید، برای کارها زمان تحویل تعیین شود، با هم تیمی‌هایتان در بخشهای مختلف صحبت کنید و وقتی کارتان تکمیل شد آن را به هم تیمی‌هایتان نشان ‌دهید. البته همیشه این انتهای کار نیست و در برخی از نرم‌افزارها مثل Asana  با توجه به میزان موفقیتتان یک موجود افسانه‌ای همانند این تک‌شاخ از میان صفحه‌ی نمایشتان رد می‌شود.

گیمیفیکیشن: گیمیفیکیشن چیست و چرا تاثیر‌گذار است؟!

مدپریت تیم و پروژه که زمانی کاری سخت و حوصله سر بر بود، حال به اندازه‌ی یک بازی جذاب است و تقریبا اندکی از نیاز به بازی را بر طرف می‌کند و شما هم خوشحال هستید که هنگام کار می‌توانید بازی کنید.
البته تنها شما برنده‌ی این داستان نیستید. سازنده‌های نرم افزار برنده‌اند، چون کاربران زمان زیادی را در سایتشان می‌گذراند و جامعه برنده است چون شما کارهایتان را با تاثیر و اشتیاق بیشتری انجام می‌دهید و این یعنی زندگی بهتر برای مردم. به این ترتیب یک کار حوصله سر بر با راهکاری تبدیل به یکی از کسب کارهای نادر برد-برد-برد (شما برنده، مشتری برنده و جامعه برنده) شد. این راهکاری است که به آن گیمیفیکیشن می‌گوییم.
تحقیقات بسیاری در مورد گیمیفیکیشن نوشته شده است که بیشتر آن‌ها نشان می‌دهند این راهکار بر روی افراد تاثیر مثبتی دارد.
گرچه بعضی‌ها هم گیفیکیشن را مضر می‌دانند. استدلال آن‌ها این است که گیمیفیکیشن باعث رفتارهای ناهنجار غیرعمدی و ناخواسته از سوی انسان‌ها می‌شود. فرض کنید در همان مثال قبل اعضای تیم جنبه‌ی بازی را فراموش کنند و یک رقابت هیجان انگیز بین همکاران به یک کشمکش و مسابقه ناسالم تبدیل کنند که سرانجام آن از هم پاشیده شدن تیم است.
پس باید در انتخاب مکانیزم‌ها بسیار دقت کنیم.
نکته‌ی دیگری که در گیمیفیکیشن وجود دارد این است که هر چیز بازی‌وار شده نمی‌تواند عنوان گیمیفیکیشن را با خود یدک بکشد، چون همانطور که گفتیم این مفهوم باید باعث بالا بردن انگیزه و درگیری مخاطب شود، در حالی که مطالعات پژوهشگر دانشگاه هامبورگ آقای Sebastian Deterding نشان می‌دهد که مکانیزم‌های ساده و عمومی که بر روی بازی اعمال می‌شوند، تاثیری بر روی مخاطب ندارند.
در نوشته‌ی بعد از چند مثال موفق در حوزه‌ی گیمیفیکشن خواهیم گفت.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *